
گل سرخ
گل سرخ موضوعی که در ابتدا ساده به نظر می رسد اما کمی که فکر
می کنی می بینی این ترکیب وصفی اختصاصی چه معنای وسیعی
درادبیات ما دارد ادبیاتی که طی قرن ها مثل طفلی نوپا در ابتدای
تولد خود آهسته آهسته شکل گرفته وباشکل گیری خود مضامین ،
شعرهای زیبا تر کیب های وصفی و تشبیهی ، استعاره ها تشبیهات
و تشخیص های بدیع وتازه ای به ارمغان آورده است و جان تازه ای
در رگهای ادبیات کهن دمیده است، یکی از محصولات آن ترکیب
گل سرخ است که درنگاه اول معنی ساده یک گل ، گلی به رنگ سرخ
برای ذهن تداعی می کند . اما همین معنی ساده در طی این قرنهای
طولانی ادبیات در معنی در نوع نگاه کردن به آن تحولاتی بوجود
آمده است هر شاعری هر ادیبی با نوع نگاه خود در لحظه ی خاص
بادیدن این گل سرخ چنان شور وهیجانی در نگریستن به این گل به او
دست داده است. که طاقت نیاورده ودر اشعاروگفته های خود آن را
مظهر یک آدم بی تاب می داند ،
بی تابی یکی از مظاهر عشق است ویک عاشق است که بی تابی و
بی طاقتی به او دست می دهد و تعبیری زیبایی از این گل سرخ، شور
وشعف عشقی است که بادیدنش درذهنش تداعی شده است واین
گونه است که گل سرخ دیگر فقط یک گل سرخ نیست بلکه نمادی
از عشق ، یک عشق شور انگیز به خالق زیباییها و خالق زیبا آفرین
هستی و خالق گل سرخ است . گل سرخی که خود اکنون نماد عشق
و زیباییهای خدا وندگار عالمیان است. گلی که به نوعی دارد شکر
وسپاس خود را نسبت به زیباآفرین خود اعلام می دارد. در شعر های
شاعران کهن تا شاعران نو این تعبیر زیبا به کار رفته است. در شعر
شاعر خوش سخن سهراب سپهری که چه زیبا می سراید:
کارما نیست شناسایی راز گل سرخ
کارما شاید این است که درافسون گل سرخ شناور باشیم